مولانا – دیوان شمس غزل 1937

جان بخواب از تن برآيد در خيال آيد بديد  - تن شود معزول و عاطل صورتى ديگر مبين

گويى اندر خواب ديدم همچو سروى خويش را  - روى من چون لاله ‏زار و تن چو ورد و ياسمين‏

آن خيال سرو رفت و جان به خانه بازگشت  - ان‏ فى‏ هذا و ذاك‏ عبرة للعالمين‏

یزدانپناه عسکری

رؤیا دیدن  

item image #1