رویا دیدن
مولانا – دیوان شمس غزل 1937
جان بخواب از تن برآيد در خيال آيد بديد - تن شود معزول و عاطل صورتى ديگر مبين
گويى اندر خواب ديدم همچو سروى خويش را - روى من چون لاله زار و تن چو ورد و ياسمين
آن خيال سرو رفت و جان به خانه بازگشت - ان فى هذا و ذاك عبرة للعالمين
یزدانپناه عسکری

+ نوشته شده در شنبه بیست و سوم بهمن ۱۴۰۰ ساعت 19:33 توسط یزدانپناه
|