سهراب سپهری

 Sohrab Sepehri

اهل کاشانم. پیشه‌ام نقاشی است:
گاه‌گاهی قفسی می‌سازم با رنگ ، می‌فروشم به شما
تا به آواز شقایق که در آن زندانی است . دل تنهایی‌تان تازه شود.
چه خیالی ، چه خیالی ، ... می‌دانم  . پرده‌ام بی‌جان است.
خوب می‌دانم ، حوض نقاشی من بی ماهی است.

I’m a native of Kashan , I’m a painter
Now and then I build a cage by paint, sell it to you to refresh your heart
With the song of anemone which is imprisoned in it , What a faint dream, What a dream I know
My music is lifeless , I know well, my painting pond contains no fishes

هشت كتاب ، سهراب سپهری

تهران : انتشارات طهوری    1385-     صفحه 273 و274

4:79 -4:151

Yazdanpanah Askari