آگاهی معطوف به اراده
سيد جلال الدين آشتيانی
خاصيت هر مجردى آن است كه به ذات خود عالم است
و قبل از ادراك هر چيزى خود را ادراك مى نمايد
و پايه و اساس هر ادراكى عدم غفلت نفس انسانى است از ذات خود.
یزدانپناه عسکری
مجرد به ذات خود شدن آگاهی معطوف به اراده و ادراک نفس ناطقه است.
نقدالنصوص فی شرح نقش الفصوص، مقدمه و تصحيح و تعليقات ويليام چيتيك
پيشگفتار سيد جلالالدین آشتيانی – تهران : موسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگی ،1370 ص 46
![]()
ارادت همسویی وجود با موجود
نامههای عین القضات همدانی جلد اول صفحه 142
در ملك و ملكوت يك ذرّه از ارادت خدای تعالى مستغنى نتواند بود
و بىارادت او يك موجود را البته وجود نتواند بود.
یزدانپناه عسکری
ارادت همسویی وجود با موجود و درک دنیا و البته تقويت و هدايت اراده هدفمند بِلِقاءِ اللَّه

خروج اراده
یزدانپناه عسکری:
الأحقاف : 21 - وَ اذْكُرْ أَخا عادٍ إِذْ أَنْذَرَ قَوْمَهُ بِالْأَحْقافِ وَ قَدْ خَلَتِ النُّذُرُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ أَلاَّ تَعْبُدُوا إِلاَّ اللَّهَ إِنِّي أَخافُ عَلَيْكُمْ عَذابَ يَوْمٍ عَظيمٍ
به یاد باشید در قصد و اراده عزیمت و رسیدن به بعد دیگر وجود خود (نفس ناطقه) سخت است نفس کشیدن در گذر از سرزمین رملهایی که چپ و راست میروند (مانع ادراک) محققاً این عزیمت منوط به خروج اراده از شکاف مرکز وجود (الاِسب) و تعقل قلب است فقط عبدِ الله باشید إِنِّي أَخافُ عَلَيْكُمْ عَذابَ يَوْمٍ عَظيمٍ (الأعراف/59 ؛ الشعراء/135)
*
محمدرضا آدينه وند لرستانى:
الأحقاف : 21 - وَ اذْكُرْ أَخا عادٍ إِذْ أَنْذَرَ قَوْمَهُ بِالْأَحْقافِ وَ قَدْ خَلَتِ النُّذُرُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ أَلاَّ تَعْبُدُوا إِلاَّ اللَّهَ إِنِّي أَخافُ عَلَيْكُمْ عَذابَ يَوْمٍ عَظيمٍ
(اى پيامبرم) و برادر قوم عاد را به آنها يادآورى كن آن زمان كه قومش را در سرزمين احقاف (رملها) انذار كرد در حالى كه پيامبران زيادى قبل از او در گذشته هاى دور و نزديك آمده بودند به آنها گفته بودند كه جز خداوند يگانه را نپرستيد كه من بر شما از عذاب روز بزرگى مى ترسم.
*
/quran.inoor.ir/fa/ayah/46/21
اراده
مخزن العرفان در تفسير قرآن by سيده نصرت امين(بانوى اصفهانى)
My rating: 1 of 5 stars
الكهف : 89 - ثُمَّ أَتْبَعَ سَبَباً
پس از آن ذى القرنين با همان وسائل حركت كرد.
سيده نصرت امين(بانوى اصفهانى)، مخزن العرفان در تفسير قرآن، 15جلد، نهضت زنان مسلمان - تهران، 1361. ج8 ؛ ص66
*
سبب :
البقرة : 166 إِذْ تَبَرَّأَ الَّذينَ اتُّبِعُوا مِنَ الَّذينَ اتَّبَعُوا وَ رَأَوُا الْعَذابَ وَ تَقَطَّعَتْ بِهِمُ الْأَسْبابُ
الأنعام : 108 وَ لا تَسُبُّوا الَّذينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ فَيَسُبُّوا اللَّهَ عَدْواً بِغَيْرِ عِلْمٍ كَذلِكَ زَيَّنَّا لِكُلِّ أُمَّةٍ عَمَلَهُمْ ثُمَّ إِلى رَبِّهِمْ مَرْجِعُهُمْ فَيُنَبِّئُهُمْ بِما كانُوا يَعْمَلُونَ
الكهف : 84 إِنَّا مَكَّنَّا لَهُ فِي الْأَرْضِ وَ آتَيْناهُ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ سَبَباً [سببا، اراده]، (Will )لفظ اراده به معنى طلب كردن چيزى يا اشتياق به انجام كارى است. (تهافت التهافت)، دکترعلیاصغر حلبی ، انتشارات جامی
الكهف : 85 فَأَتْبَعَ سَبَباً
الكهف : 89 ثُمَّ أَتْبَعَ سَبَباً
الكهف : 92 ثُمَّ أَتْبَعَ سَبَباً
الحج : 15 مَنْ كانَ يَظُنُّ أَنْ لَنْ يَنْصُرَهُ اللَّهُ فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ فَلْيَمْدُدْ بِسَبَبٍ إِلَى السَّماءِ ثُمَّ لْيَقْطَعْ فَلْيَنْظُرْ هَلْ يُذْهِبَنَّ كَيْدُهُ ما يَغيظُ
ص : 10 أَمْ لَهُمْ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما بَيْنَهُما فَلْيَرْتَقُوا فِي الْأَسْبابِ
غافر : 36 وَ قالَ فِرْعَوْنُ يا هامانُ ابْنِ لي صَرْحاً لَعَلِّي أَبْلُغُ الْأَسْبابَ
غافر : 37 أَسْبابَ السَّماواتِ فَأَطَّلِعَ إِلى إِلهِ مُوسى وَ إِنِّي لَأَظُنُّهُ كاذِباً وَ كَذلِكَ زُيِّنَ لِفِرْعَوْنَ سُوءُ عَمَلِهِ وَ صُدَّ عَنِ السَّبيلِ وَ ما كَيْدُ فِرْعَوْنَ إِلاَّ في تَبابٍ
*
يك تار موى شَعْرٌ جمع شُعُورٌ جمع أَشْعَارٌ
زمخشرى، محمود بن عمر، مقدمة الأدب - تهران، چاپ: اول، 1386. ص : 32
*
الشعر فيجمع على شعور، و بفتحها فيجمع على أشعار كسبب و أسباب
مصطفوى، حسن، التحقيق فى كلمات القرآن الكريم - بيروت-قاهره-لندن، چاپ: سوم. ج6 ؛ ص73
*
و سمي الشَّاعِرُ شاعرا لفطنته. و" الشَّعْرُ" بسكون العين يجمع على شُعُور كفلس و فلوس، و بفتحها يجمع على أَشْعَار كسبب و أسباب، و هو من الإنسان و غيره، و هو مذكر الواحدة شَعْرَة. و منه الْحَدِيثُ" هُوَ مُعَلَّقٌ بِشَعْرَةٍ عَلَى شَفِيرِ جَهَنَّمَ".
طريحى، فخر الدين بن محمد، مجمع البحرين - تهران، چاپ: سوم، 1375. ج3 ؛ ص350
*
يس : 1 يس
يس : 2 وَ الْقُرْآنِ الْحَكيم
آل عمران : 58 ذلِكَ نَتْلُوهُ عَلَيْكَ مِنَ الْآياتِ وَ الذِّكْرِ الْحَكيم
View all my reviews
اراده
تهافت التهافت by Ibn Rushd
My rating: 1 of 5 stars
این کتاب را دکترعلیاصغر حلبی به فارسی ترجمه و توسط انتشارات جامی منتشر شده است
*
(Will )لفظ اراده
به معنى طلب كردن چيزى يا اشتياق به انجام كارى است
(تهافت التهافت)
*
اراده، یک مرکز انرژی
View all my reviews
همت
همت
Yazdanpanah Askari ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد
همت (ه مَ) [ع . همة] ۱ - (مص م) قصد کردن. ۲ - خواستن. ۳ - (اسم مصدر) اراده، قصد. ۴ - خواست. ۵ - سعی، کوشش. ۶ - (اِ) اراده قوی، عزم جزم. ۷ - بلندنظری، سعه صدر. ۸ - دلیری، شجاعت. ۹ - کمال مطلوب[۱]
همت (به انگلیسی: Diligence ; Zeal) جوشش یا همت، سعی و کوشش است که برای انجام کاری صورت میگیرد، و به آرزوها و تصمیمات اطلاق میشود.
همت عالی به معنی عزم راسخ و قوی است.
همت اصطلاحاً عبارت است از قصد و توجه دل به تمام قوای روحانی و هدایت آنها به سوی حق برای وصول به کمال برای خود یا برای دیگران.
این واژه به اخلاص نسبت به شیء یا شخص معینی نیز اطلاق میشود و به این معنی مترادف حماسه (پهلوانی) و حمیّت و جوانمردی است.[۲]
جمع کردن توجه و اراده به واسطه قوت روحانیت نفس را «همّت» گویند[۳]
منابع



