تجرد از عالم محسوسات

تجرد از عالم محسوسات {(به انگلیسی: Pratyahara) (پراتیا هارا)

پاتانجلی می‌گوید: به واسطهٔ حبس دم حجابی که روشنائی واقعیت را می‌پوشاند معدوم می‌گردد

و ذهن استعداد خود را جهت تمرکز نیروی معنوی می‌نمایاند.

Pratyahara

لفظ « «پراتیا هارا»» مرکب است از دو جزء «آهارا» یعنی برکشیدن و «پراتی» در مقابل

یعنی تجرد از دنیای خارج، برکشیدن حواس از محسوسات یا انتزاع حواس.

میرچا الیاده

الیاد در این باره می‌گوید: یوگی با اینکه از پدیده‌های عینی جدائی حاصل کرده، مع الوصف به مشاهدهٔ آنان ادامه می‌دهد،

ولیکن این بار به جای آنکه آنها را به وسیلهٔ مراتب ذهنی (cittavṛtti) درک کند، مستقیماً به جوهر (tattva) کلیهٔ اشیاء پی می‌برد.

Vyasabhasya

ویاسا در ارتباط ذهن و حواس می‌گوید: هنگامی که تموجات ذهنی منقطع می‌گردند حواس نیز مانند آنان منقطع می‌شوند.

این است تجرد از عالم محسوسات.[۱]

پیوند به بیرون

یزدانپناه عسکری

https://www.collinsdictionary.com/dictionary/english/pratyahara

  1.  داریوش شایگان، ادیان و مکتبهای فلسفی هند جلد دوم – تهران: امیر کبیر ۱۳۸۶

رده (++): 

حس باطن

حس باطن {(به انگلیسی: Antaḥkaraṇa)(سانسکریت: अन्तःकरण) اشیاء عینی به واسطهٔ حواس در حس باطن «آنتهکارانا»(Antaḥkaraṇa) منعکس و ضبط می‌شوند.

حس باطن

حس باطن شامل عقل و نفس یا ذهن یا حس مشترک و حافظه است.

حس باطن آلتی است که بوسیله آن روح ادراکات را تعقل می‌کند، می‌اندیشد، به یاد می‌آورد و به شیوهٔ استنتاج و مقایسه و غیره می‌گراید، شک و تردید می‌کند و به تجزیه و تحلیل می‌پردازد.

شناخت و ادراک

عالم عینی جلوه گاه تجلیات نفسانی و ذهنی است، یعنی صوری که در ذهن نقش بسته بود سایه به پدیده‌های جهان می‌افکند و بدانگونه که عالم در مراتب نفسانی منعکس است به همانگونه نیز صور ذهنی در عالم عینی متجلی است.

در واقع هنگام ادراک و شناخت، تضاد و دو گانگی این دو عالم از بین می‌رود و اتحاد حاصل می‌شود.[۱]

پیوند به بیرون

یزدانپناه عسکری

https://www.yogapedia.com/definition/5381/antahkarana ^ "What is Antahkarana? - Definition from Yogapedia". Yogapedia.com. Retrieved 2022-03-26.

  1.  داریوش شایگان، ادیان و مکتبهای فلسفی هند جلد اول و دوم – تهران: امیر کبیر ۱۳۸۶

رده (++): 

کوماریلا بهاتا

کوماریلا بهاتا {(به انگلیسی: Kumārila Bhaṭṭa) فیلسوف و محقق میمامسا قرن هفتم میلادی بود در جنوب هند می‌زیسته‌است.

سنت هندو به «کوماریلا» عنوان علامه «بهاتا» «بهاتتا» (Bhaṭṭa) را داده‌است. وی در تکامل «میمامسا» (می مانسا) و ارتقاء آن به دیدگاه فلسفی کوشیده‌است که در آن مسائل مورد بحث فقط از دریچهٔ ارتباط آنان با مراسم عبادی مورد بررسی قرار نمی‌گرفت.

میمامسا

می مانسا یکی از مهمترین مباحث فلسفه ی هندی را که مبحث شناخت است در مرکز توجه خود قرار داده‌است.

آثار

وی کلیهٔ مبانی سوتراها و اثر «شابارا» را در سه رساله بزرگ تفسیر کرده. که عبارتند:

شلو کاوارتیکا Shlokavartika

تانترا وارتیکا Tantravartika

تویتی کا Tuptika

شناخت

کوماریلا معتقد بود برای آنکه شناخت معتبر باشد می‌باید تازه و بکر یا بی‌سابقه بوده و خلافش به اثبات نرسیده باشد. و دو مرحله ای بودن ادراک.[۱]

پیوند به بیرون

یزدانپناه عسکری

  1.  داریوش شایگان، ادیان و مکتبهای فلسفی هند جلد اول – تهران: امیر کبیر ۱۳۸۶

 

رده‌ها (++): 

تراتاکا

تراتاکا (انگلیسی: Trataka), یکی از «شات کارماها»، روش خیره شدن به‌طور ثابت بر روی یک موضوع مانند شعلهٔ شمع، ماندالا یا تانترا است.[۱]

حالت‌های تمرین:

  1. خیره شدن به بیرون.
  2. ترکیبی از تمرکز بیرون و درون.
  3. خیره شدن به درون.
  4. خیره شدن به تهی.
  5. خیره شدن دامنه‌دار.

تمرکز :

یکی از مهم‌ترین، سودمندترین و ساده‌ترین روش‌های تمرکز ذهن تراتاکا است. واژهٔ تراتاکا (Trāṭaka) ریشهٔ سانسکریت دارد و به معنای ثابت خیره شدن است. تمرین تراتاکا عبارت است از خیره شدن به یک نقطه یا موضوع بدون آن که پلک‌ها به هم بخورند، یا مژه زده شود. این عمل کانونی کردن چشم‌ها است و انعکاس آن بر ذهن مانع می‌شود که چیزهای دیگر به ذهن راه پیدا کند.[۲]

مراقبه:

هنگامی که تراتاکا به قصد مراقبه انجام می‌شود، چشم‌ها پس از چند دقیقه خیره شدن به شعله شمع، یا شیء کم نور دیگر، بسته می‌شوند. آن گاه فرد با چشم‌های بسته به تصویر شعله یا شیء روشن که در چشم ذهن او نقش بسته‌است، خیره می‌شود.[۳]

ثبات چشم و ذهن:

بافت‌های سمت راست و چپ رشتهٔ نخاع فقراتی در مغز استخوان اوبلا نگاتا (Oblangata)، در محل میان دو ابرو با هم تلاقی می‌کنند، یعنی آنجا که شبکهٔ مژه ایی بینی هم قرار دارد، بنابراین آن نقطه را در محل تلا قی دو جریان تلقی می‌کنند که اگر شخصی چشم‌ها و ذهنش را در این نقطه ثابت نماید جریان پرانا را وامی‌دارد تا به سوی آن نقطه بالا رود، یعنی جایی که منتج به اتحاد روان و پرانا و ایدا و پینگالا می‌گردد. اتحاد شمسی - قمری که این چنین تأثیرپذیر شود، به اتحاد جان با پروردگار می‌انجامد.[۴]

پیوند به بیرون:

ادامه مطلب:

یزدانپناه عسکری

  1.  هاتا یوگا پرادیپیکا (نوری بر هاتایوگا)، سواتماراما، مترجم: جلال موسوی نسب و بیتا هدایتی، فراروان ۱۳۹۹
  2.  اسرار تمرکز (جدایی ذهن از محسوسات)، نوشته پاراماهامسا نیرانجاناندا، برگردان جلال موسوی نسب– تهران: فراروان 1381
  3.  یوگا، جیمز هویت، ترجمه امیداقتداری، تهران: ققنوس ،1377
  4.  D E V A T M A S H A K T I، سوامی ویشنو تیرثا ماهاراج، ترجمه، حسین مریدی

رده‌ها (++): 

شوکشما شریرا

شوکشما شریرا (انگلیسی: subtle body), بدن لطیف یا اختری مخزن آگاهی است.[۱]

جسم لطیف:

ماده دائم تحت تأثیر سه «گونا» است و هر درجه ای که به نیروی تصاعدی متمایز باشد به همان اندازه عالی تر و آزادتر و لطیف تر است. جسم لطیف [سوکهم (سوجهم)(Sūkṣma-śarīra)] مخزن آگاهی است. روح با ذهن و جسم پیوندی موقتی دارد و به هنگام فوت، جسم و عناصری که آن را تشکیل می‌دادند معدوم می‌شوند.[۲]

جسم روحی:

به حسهای دریافتی و نیروهای اعمالی واهیاکاراناها (Vahyakannals)، یعنی اعضاء بیرونی یا ظاهری می‌گویند که مقابل یا متضاد انتاهاکارانا قرار می‌گیرند. این دو با هم جسم روحی یا سوکشما شاریر (Sukshma sharir) را تشکیل می‌دهند.

کالبد ظریف:

روان جزء ترکیبی عمدهٔ جسم نجومی است، (astral body) که جان را در مرگ و سرنوشت آینده اش همراهی می‌کند.

اساس ذهن ناخودآگاه (sub-conscious mind) را چنین توجیه کرده‌اند:

جوهر لطیفی است که از آن چیتتا (Chitta) [چیز- روانی (mind-stuff)] تشکیل می‌شود، و دارای قدرت گیرنده ای است که با تأثیراتی که از دریافت‌های هر چیزی که ذخیره کرده‌است، کارها را انجام می‌دهد، یا در بارهٔ آنها می‌اندیشد. چیتتا، واژهٔ جامعی است که روانشناسان از آن به معنای تأثیرات دریافت‌ها و استنباطات، امیال، عواطف، احساسات و سایر جنبه‌هایی که مربوط به نقشهای روانی می‌باشند، استفاده می‌کنند.

در قیاس با اتر، این چیز را هم با عنوان چیتتاکاشا (Chittakasha اتر روحی) نشان می‌دهند. تأثیراتی که بر روی چیتتاکاشا باقی می‌ماند هرگز از بین نمی‌رود، و در طی زندگی انسان بارها به صورت خاطرات در شرایط مناسب و موقعیت‌های متناسب آن دَور می‌زند، اما در زمان مرگ چیتتاکاشا هم دستخوش تغییر می گردد، و تمام تأثیراتی را که در طول حیات به دست آورده‌است در پوستهٔ کوچکی که در حد دانهٔ بذری است نگه می‌دارد و این بذ ر که از واساناس (Vasanas) تشکیل شده‌است، کاران شاریر(Karansharir) یعنی جسم نجومی اتفاقی نام دارد. این جسم از بدن جدا می‌شود تا بر روی سوکشما شاریر (Sukshma sharir) یعنی جسم ظریف نمودار گردد.[۳]

دو گانگی جسم و کالبد اختری:

باور انسان بر این است که دوگانگی ذهن و جسم وجود دارد. ذهن بخش فاقد استحکام و بی جسم ماست و جسم بخش واقعی و ملموس است.

این تقسیم‌بندی، انرژی ما را در حالت جدایی آشفته‌ای نگاه می‌دارد و مانع از یکپارچگی می‌شود.

منقسم بودن وضع بشری، تقسیم بین ذهن و جسم نیست، بلکه بین کالبد اختری که آوند انرژی بنیادین انسان که ذهن یا نفس را جای می‌دهد. قبل از تولد این دوگانگی تحمیل شده وجود ندارد، ولی از لحظه تولد دو قسمت توسط کشش قصد بشریت از یکدیگر جدا می‌شود. یک قسمت به طرف بیرون می‌گردد و کالبد جسمانی می‌شود، دیگری به سوی داخل و کالبد اختری می‌گردد. هنگام مرگ قسمت سنگین تر؛ یعنی جسم به زمین باز می‌گردد تا جذب آن شود و قسمت سبک تر؛ یعنی کالبد اختری (کالبد نورانی) آزاد می‌شود.[۴]

پیوند به بیرون:

یزدانپناه عسکری

  1.  هاتا یوگا پرادیپیکا (نوری بر هاتایوگا)، سواتماراما، مترجم: جلال موسوی نسب و بیتا هدایتی، فراروان ۱۳۹۹
  2.  ادیان و مکتبهای فلسفی هند جلد دوم، تألیف داریوش شایگان
  3.  D E V A T M A S H A K T I، سوامی ویشنو تیرثا ماهاراج، ترجمه، حسین مریدی
  4.  “The Sorcerers' Crossing: A Woman's Journey” - ©1992 by Taisha Abelar

رده‌ها (++): 

مانیپورا

مانیپورا (انگلیسی: Manipura), چاکرای مرکز روانی و پرانیک واقع در پشت ناف و درون ستون مهره‌ها، مرتبط با شبکهٔ خورشیدی در بدن فیزیکی است.[۱]

مرکز سوم

مرکز سوم موسوم به «مانی پورا» (Maṇipūra) یا شهر «گوهر» است و در ناحیهٔ ناف (lombaire) واقع شده‌است و آن نیلوفر آبی رنگی است که ده گلبرگ دارد. این مرکز مطابق با عنصر آتش است.[۲]

آتش

شنکراچاریا (Shankaracharya) در کتاب اناند لاهاری، (Anad Lahari) در روایتی که سرودی مشهور از او است، با شاکتی، الهه مادر (the Mother Godess) سخنی دارد از اینکه چگونه چاکراها و اصول وابسته شان می‌گشاید:

«ای مادرا! زمین در مولادهار (mooladhar) و نیز در آب است، آتش با پایه ای که سوادهیشان (swadhishthan) دارد، در مانیپور (manipur) و گرفتار هوای دل است. اتر (ether) هم بالاتر از آن، و جای فکر (mind) نیز در مبان دو ابرو است. همهٔ معابر شاکتی این سان در نیلوفر هزار گلبرگی در خلوت تنهاییِ فرد گشوده می‌شود، و تو با شیوای هر جایی (consort) بازی می‌کنی.»[۳]

یزدانپناه عسکری هاتا یوگا پرادیپیکا (نوری بر هاتایوگا)، سواتماراما، مترجم: جلال موسوی نسب و بیتا هدایتی، فراروان ۱۳۹۹

  1.  ادیان و مکتبهای فلسفی هند جلد دوم، تألیف داریوش شایگان
  2.  D E V A T M A S H A K T I، سوامی ویشنو تیرثا ماهاراج، ترجمه، حسین مریدی

رده (++): 

ویشودهی 

ویشودهی (ویشوددها) (انگلیسی: Vishuddha), ناحیهٔ ستاره ۱۶ پَر زیر گردن و چاکرای مرکز روانی و پرانیک در ستون مهره‌ها در پشت گلو و در اتصال با شبکهٔ گردنی، لوزه‌ها و غدهٔ تیروئید است[۱]

تمثیل 

این مرکز معروف به مرکز پاکیزگی (Vishuddha) است که در ناحیه گلو قرار یافته‌است و به صورت نیلوفر شانزده گلبرگی است که رنگ سرخ خاکستری دارد. در داخل آن فضای آبی رنگی است که تمثیل اثیر (Ākāśa) است. این مرکز مطابق بت اُم العناصر است که همان اثیر است.[۲]

آرام گرفتن 

با بیداری مار کندالینی، حلقه‌ها گشوده می‌شود و به راه تکامل برگشت می‌کند. بندها را که گسست، او [She] از عصب فقرات بالا می‌رود، و در راه بالا درهای عالم دیدنی بالا را به روی سالک می‌گشاید، چون به جرم مخ برسد، با ربّ النوعش درمی‌آمیزد و در حقیقت ایستا (Static Real) فرومی‌رود. مواقعی که در آمیزش نیست، در چاکرای ویشوددهای (Vishuddha Chakra) ناحیهٔ گردن در صفا و شکوه خود آرام می‌گیرد.

نیروهای صوتی الهی

وقتی که کندالینی نقش ساراسواتی (Saraswati)(سرسوتی)، الههٔ سخن، را ایفا می‌کند، در ویشوددها (Vishuddha)، او به عنوان وارنامایی نیروهای صوتی الهی را که تا آن زمان بی حرکت بوده، در یوگی به کار می‌اندازد. یوگی خود به خود شروع به ادای حروف، کلمه ها، جمله ها و مانتراهایی به زبان سانسکریت و زبان‌های مختلف دیگری می‌کند که اغلب برای شخص ناشناخته اند. او صداهایی از خود درمی‌آورد که شباهت به صدای حیوانات، پرند گان و صداهای بی قوارهٔ زیادی دارند. گاه شعر می‌سراید، و با آهنگهای مختلف سرود می‌خواند و اسماء متعدد خداوند را به زبان جاری می‌کند. مانتراهایی را که با صدای بلند ادا می‌کند سیددها مانترا هستند. درمورد کرییاواتی، ورزشهای فیزیکی که در اثر کندالینی تجربه می‌شوند، اگر به نوآموز تجویز شده باشند به برپایی کندالینی کمک می‌کنند. این سیددها مانتراها هم اگرآموزش داده شوند، به او کمک می‌کنند تا کندالینی را از طریق جاپام (japam ذکر و قوالی) بیدار نماید.

بذر مانترا

کندالینی با عشق الهی و انجام کردارهای نیک، بازهم بالاتر می‌رود و به ویشوددها (Vishuddha)، که مرکز تطهیراست می‌رسد، و درآنجا به صورتی تبدیل می‌گردد، و بذر (مانترا) دوباره صورت اصلیش را در مرید می‌پذیرد. در این مرکز، کندالینی الهی به صورت خالص تابانش ظهور می کند، و دریافت دستورها را از درون آغاز می‌نماید، و آنها را به سالک انتقال می‌دهد.[۳]

یزدانپناه عسکری

  1.  هاتا یوگا پرادیپیکا (نوری بر هاتایوگا)، سواتماراما، مترجم: جلال موسوی نسب و بیتا هدایتی، فراروان ۱۳۹۹
  2.  ادیان و مکتبهای فلسفی هند جلد دوم، تألیف داریوش شایگان
  3.  D E V A T M A S H A K T I سوامی ویشنو تیرثا ماهاراج، ترجمه، حسین مریدی

رده (++): 

سوادهیستانا

سوادهیستانا (سوادیشنانا) (انگلیسی: Svadhisthana), از نظر لغوی به معنی «منزل خود شخص» دومین چاکرا در نخاع و در بالای «مولادهارا» که با شبکهٔ استخوان خاجی در ارتباط است و سیستم ادراری و تناسلی را کنترل می‌نماید.[۱]

سوادیشنانا

چرخ و مرکز دوم معروف به (سوادیشنانا) است که در پایه آلت تناسلی نر قرار یافته‌است و به صورت نیلوفری است که شش گلبرگ دارد و رنگ آن سرخ نارنجی و این مرکز مطابق با عنصر آب است.[۲]

لایه‌های هفت‌گانه پرانا

هستی شناسان هندو (cosmologist) لایه‌های هفت‌گانه پرانا را به طور جداگانه در ارتباط با جسم انسان، زمین و برهماندا (Brahmanda)، که واحدی از هستی است، یا جهانی است که می‌بینیم، یعنی جایی که در آن جان‌های بیشماری وجود دارد، توصیف کرده‌اند. هر واحدی شامل خانواده ای از ستارگان است، و هر ستاره ای دارای مرکزی است از سیستم ترتیبی شمسی خودش. هر واحد را هندوها، برهماندا، یعنی هستهٔ هستی آفریدگار می‌دانند در مورد نوع انسان، هفت لایه را چاکراها می‌دانند که از پایین به بالا، دومین چاکرا، سوادهیستهانا(Swadhisthana)است.[۳]

تحریک به وسیله رنگ

این مرکز اساساً به اعمال غده‌های فوق کلیوی مربوط است. هم چنین تأثیر به سزایی بر دستگاه تناسلی و سیستم ماهیچه ای دارد. بر سیستم دفاعی بدن و فعالیت‌های طحال، مثانه، کلیه و لوزالمعده هم تأثیرگذار است. این چاکرا مرکز اصلی سم زدایی بدن می‌باشد. این مرکز بر احساسات و عواطف و لذت و اشتیاق و میل جنسی اثر می‌گذارد. به بصیرت و بیداری و خلاقیت نیز اثر دارد. کنترل بسیاری از اعمال شخصیتی بر عهده این چاکرا بوده و به وسیله رنگ می‌توان آنرا تحریک کرد، تا بر روی انرژی‌ها و در نتیجه بر روی عرصه زندگی سماوی باز شود.[۴]

اختلال عملکرد

این چاکرا مرکز احساسات اولیه انسان، انرژی جنسی و خلاقیت می‌دانند. اختلالات در روابط با جنس مخالف، افراط یا سرکوب میل جنسی، فقدان اعتماد به نفس از آثار اختلال عملکرد این چاکراست. تحریک این چاکرا با رنگ نارنجی صورت گرفته و از ترکیبات آن می‌توان در بخش روانی، در بخش‌های مربوط به زنان و زایمان و مشاوره‌های ازدواج، همچنین مراکز فیزیوتراپی و خدمات مربوط به اختلالات حرکتی استفاده کرد. در این بخش‌ها می‌توان از گیاهانی که گل‌های نارنجی دارند استفاده کرد.[۵]

یزدانپناه عسکری

  1.  هاتایوگا پرادیپیکا (نوری بر هاتایوگا)، سواتماراما، مترجم: جلال موسوی نسب و بیتا هدایتی، فراروان ۱۳۹۹
  2.  ادیان و مکتبهای فلسفی هند جلد دوم، تألیف داریوش شایگان
  3.  D E V A T M A S H A K T I سوامی ویشنو تیرثا ماهاراج، ترجمه، حسین مریدی
  4.  رجب نیا، ز. درگاهی، ح. مروری بر پدیده رنگ درمانی با تأکید بر محیط‌های بیمارستانی، فصلنامه مدیریت سلامت، شماره 16، تابستان 13
  5.  صدیقی نیا، آ. رنگ درمانی، فصلنامه پوشش‌های سطحی شماره 37، پاییز 1399

رده‌ها (++): 

تانماترا

تانماترا (تن ماترا) (انگلیسی: Tanmatra)

در فلسفه سانکهیا یکی از عناصر اولیه یا یکی از پنج عنصر لطیف اولیه و آفرینش نخستین.[۱]

اصل لطیف یا اولیهٔ ذهن

تانماترا، اصل لطیف یا اولیهٔ ذهن؛ گاندا (بو)؛ راسا (طعم)؛ روپا (شکل)

 اسپارسا (لمس یا حس) شابدا (صدا) که از آن‌ها عناصر پنج‌گانه ناشی می‌شود.[۲]

پنج عنصر لطیف

عناصر لطیف از خودآگاهی پیدا می‌شوند. «کاریکا» دربارهٔ این عناصر لطیف می‌گوید:

پنج عنصر لطیف غیر متعین اند و از اینان پنج عنصر مادی (bhutani) پدید می‌آیند.

پنج عنصر لطیف عبارت اند از:

قوهٔ سامعه (Shabda)، قوهٔ لامسه (Sparśa)، قوهٔ باصره (Murti)، قوهٔ ذائقه (rasa)، قوهٔ شامه (gandha).[۳]

جنانندرییانی

اعصاب حسی زیر نفوذ عقل کار می‌کنند

لذا سیستم موتوری کارمِندرییانی (karmendriyani) و نیز جنانندرییانی (jnandriyani) را می‌سازند.

اولی روان را به حرکات بدن، و دومی به عقل (Buddhi)

و به پنج تانماترای (tanmatras)

بساوی، دیداری، چشایی، و بویایی مرتبط می‌سازد، که با پنج اصل اتر، هوا، آتش، آب و خاک به ترتیب ارتباط دارد.[۴]

یزدانپناه عسکری

  1.  اوپانیشاد، محمد داراشکوه، به سعی و اهتمام محمدرضا جلالی نائینی جلد دوم،انتشارات علمی ۱۳۸۱ ص 520
  2.  هاتایوگا پرادیپیکا (نوری بر هاتایوگا)، سواتماراما، مترجم: جلال موسوی نسب و بیتا هدایتی، فراروان ۱۳۹۹
  3.  ادیان و مکتبهای فلسفی هند جلد دوم، تألیف داریوش شایگان
  4.  D E V A T M A S H A K T I سوامی ویشنو تیرثا ماهاراج، ترجمه، حسین مریدی

رده‌ها (++): 

اویاکتا

اویاکتا (انگلیسی: Avyakta)، تقسیم ناپذیر، غیرقابل درک، عنصر ازلی

ناموس خلاقه که کلیهٔ پدیده‌های جهان مادی از آن به وجود آمده‌است.[۱]

 

فلسفهٔ سانکهیا

مکتب و فلسفهٔ سانکهیا یکی از شش مکتب فکری هندی می‌باشد

معتقد است که اولین اصلی که کل عالم از آن تکوین یافته در حالت بنیادیش

به عنوان اویاکتا (Avyakta) وجود دارد که به معنی وجه تجلی نایافتهٔ (مطلق) است

و به اولین تجلی آن ماهات (Mahat) – یعنی، عظیم، می‌گویند.

هیولای اولی

اصل ناپیدا (Avyakta)، «اویکت a-vyakta»، «اَویاکتا، تجلی نیافته» اشاره به هیولای اولی (prakrti) در آئین سانکهیا است.

سانکهیا ریشه و بطن کائنات و اشیاء و درجات آفرینش را «پراکریتی» prakrti و «پرادانا» Pradhāna می‌دانند.

هر آن کس که به کمال برسد

به هدف مطلق (paramamgatim) که اصل ناپیدا (Avyakta) و فنا ناپذیر (aksara) عالم است راه می‌یابد.[۲][۳]

تزکیه نفس

یوگی ابتدا با نیوریتتی (تزکیهٔ نفس reminciation) تا رودا که وجود نطفهٔ هستی است تصفیه می‌شود.

دوم، با پراتیشتا (Pratishta) یعنی، (برقراری تزکیهٔ نفس) که اصل بالاتری است تصفیه می‌گردد، و به اویاکتا (Avyakta) می‌رسد.[۴]

یزدانپناه عسکری

  1.  اوپانیشاد، محمد داراشکوه، به سعی و اهتمام محمدرضا جلالی نائینی جلد دوم،انتشارات علمی ۱۳۸۱ ص 520
  2.  ادیان و مکتبهای فلسفی هند جلد دوم، تألیف داریوش شایگان
  3.  هاتایوگا پرادیپیکا (نوری بر هاتایوگا)، سواتماراما، مترجم: جلال موسوی نسب و بیتا هدایتی، فراروان ۱۳۹۹
  4.  D E V A T M A S H A K T I سوامی ویشنو تیرثا ماهاراج، ترجمه، حسین مریدی

رده (++):