چیتا

چیتا (انگلیسی: Citta)، اندیشه، پنداشته، به چیزی فکر کردن، 

روح، قلب، فکر کننده، مرئی، آشکار، تفکر، حافظه.[۱] جنبهٔ دریابنده ذهن را «چیتا» Citta گویند.

ذهن

چیتا به یک اعتبار، مخزن و انباری است که در آن دانه‌های کلیهٔ افکار و اعمال جمع و ذخیره می‌شود

و به اعتبار دیگر فکر و اندیشه است که مربوط به فعالیت‌های ذهنی است.[۲]

چیتا هوشیاری فردی

چیتا، هوشیاری فردی که شامل لایه‌های نیمه هوشیار و ناهوشیار ذهن می‌باشد، یکی از بیست و چهار عنصر تشکیل دهندهٔ ذهن، بخشی از آنتاکارانا. کارکردهای آن شامل حافظه، تفکر، تمرکز، توجه و تحقیق است.[۳]

انعکاس اصل حیاتی

نظر روان شناسان هندی این است که سطح روحی هم از همان جوهری است که در سطح فیزیکی مورد نظرمی باشد.

با این تفاوت که جوهر سطح روحی لطیف تر و ظریف تر است، و هر دو لایه‌های مختلف همان انرژی هستی واحدند. آگاهی (consciousness)، روان (mind)، عقل (intelligence) و ادراکات (perceptions)

همه معلول انعکاس اصل حیاتی هستند که چیت (chit) یا چیتا (chitta) نام دارد[۴]

یزدانپناه عسکری

  1.  اوپانیشاد، محمد داراشکوه، به سعی و اهتمام محمدرضا جلالی نائینی جلد دوم،انتشارات علمی ۱۳۸۱ ص 520
  2.  ادیان و مکتبهای فلسفی هند جلد دوم، تألیف داریوش شایگان
  3.  هاتایوگا پرادیپیکا (نوری بر هاتایوگا)، سواتماراما، مترجم: جلال موسوی نسب و بیتا هدایتی، فراروان ۱۳۹۹
  4.  D E V A T M A S H A K T I سوامی ویشنو تیرثا ماهاراج، ترجمه، حسین مریدی

رده‌ها (++): 

جیوان موکتا

جیوان موکتا (انگلیسی: jivanmukta)، نجات هنگام حیات، رستگاری

هر آنکه از قید شهوات و خواهش‌ها وارهد و به کلیه علایق و قیود امکانی پشت پا زند

و مطلق گردد به عالم اطلاق رسد که آن را موکتا (مکت) «mukta»، نجات گویند.

در آن حالت به واقعیت اعلی آشنا شود زیرا روح مقام خود را شناخته‌است.[۱]

آزادی و رستگاری در حیات و بعد از مرگ

اگر رستگاری در ایام حیات دست دهد، آن را آزادی در ایام حیات «جیوان موکتا» (جیون مکت) گویند.

حصول این حالت بعد از مرگ نیز میسر است و در این صورت آن را آزادی بدون جسم (بدیهه مکت Videha-mukti) نامند.

انتزاع مفهوم آزادی

مفهوم آزادی و زنده آزادی (jivan mukta) از مبحث رنج جهانی انتزاع می‌گردد.

آدمی که در این حیات خاکی بقای سرمدی یافته‌است

و در حد بین مرگ و حیات و در تناقض هستی و نیستی یک چند باز بر حسب اقتضای وجود زیست می‌کند

بسان فرزانه حکیمی است که در محور دایرهٔ هستی قرار ابدی یافته‌است.[۲]

یوگی‌ها و سالکان طریق معنوی

جان‌های (souls) جیوان موکتاها (jivanmuktas)

یوگی‌ها و سالکان طریق معنوی با حوزهٔ دوم آگاهی با هم درآمیخته اند

که فردیت آ نها، با روان‌های آگاه جدا شده، میل به کلیت (universaliy) دارد.[۳]

یزدانپناه عسکری

  1.  اوپانیشاد، محمد داراشکوه، به سعی و اهتمام محمدرضا جلالی نائینی جلد دوم،انتشارات علمی ۱۳۸۱ ص 520
  2.  ادیان و مکتبهای فلسفی هند جلد دوم، تألیف داریوش شایگان
  3.  D E V A T M A S H A K T I سوامی ویشنو تیرثا ماهاراج، ترجمه، حسین مریدی

رده (++): 

پرم آتما

پرم آتما، (پاراماتما) (انگلیسی: Paramātmā)، جان بزرگ، روح مطلق، جان جان‌ها.[۱]

پوروش

پوروشا (روح یا اصل فاعل) در «بهگود گیتا» دو قسم است: که یکی فنا ناپذیر (aksara)

و دیگری فنا پذیر(ksara). موجودات عالم همان پوروشای فنا پذیر اند

در حالی که پوروشای فنا ناپذیر را روح ممتاز (purusottamah) و واقعیت مطلق و نامتناهی (Paramātmā) می‌گویند.[۲]

رسیدن به خویشتن خویش

اگر آدمی خویش را به وسیلهٔ خویش ارتقاء بدهد و در تحصیل حقایق ذاتی خود

همت گمارد و نفس سرکش او آرام گیرد از مصائب روزگار خلاصی می‌یابد

و بر واقعیت مطلق حق (Paramātmā) واقف گردد و در این حال، خوبی و بدی

نیکنامی و رسوایی برای او یکسان است و خاک و سنگ و زر در نظرش ارزش مساوی دارند.[۳]

بالاتر از اکشار

در سطح بالاتر از اکشار (Akshar) پوروشای دیگری هست که پاراماتما (Paramātmā) نام دارد

پاراماتمان

ام (Om) که پراناوا نیز نامیده می‌شود، یکی از اسماء پروردگار است.

اتها روا شیکهوپانیشاد (Atharava shikhopanishad) می‌گوید: 

پراوانا را با این نام از آن جهت می‌خوانند که با تکرارش همهٔ پراناها را وامی‌دارد تا با پاراماتمان (Paramatman)

که جان همهٔ جان‌ها است تعظیم کنید وعلتش این است که تلفظ (اُم O m)

جریانهای پرانا را از سوشومنا به ساها سرار رو به بالا جاری می‌کند.[۴]

یزدانپناه عسکری

  1.  اوپانیشاد، محمد داراشکوه، به سعی و اهتمام محمدرضا جلالی نائینی جلد دوم،انتشارات علمی ۱۳۸۱ ص 328
  2.  ادیان و مکتبهای فلسفی هند جلد دوم، تألیف داریوش شایگان
  3.  ادیان و مکتبهای فلسفی هند جلد دوم، تألیف داریوش شایگان
  4.  D E V A T M A S H A K T I سوامی ویشنو تیرثا ماهاراج، ترجمه، حسین مریدی

رده‌ها (++): 

اکشار

اکشار، (اکشر)، (اچهر) (انگلیسی: Akshar)

دراوپانیشاد به معنی جاویدان، بی مرگ، باقی، بی تغییر آمده‌است.[۱]

پوروشای فنا ناپذیر

در گیتا، فصل ۱۵، آ یه‌های ۱۸ـ۱۷ـ۱۶ آمده: پروردگار کریشنا به ارجونا (Arjuna) می‌گوید

که در دنیا دو «پوروشا»» وجود دارد: یکی فنا پذیر است، و دیگری فنا ناپذیر.

اولی شامل موجودات زنده می‌شود، و به کوتاستها (Kutasta)

و دیگری که فناناپذیر است به اکشار (Akshar) مشهور است.[۲]

یزدانپناه عسکری

  1.  اوپانیشاد، محمد داراشکوه، به سعی و اهتمام محمدرضا جلالی نائینی جلد دوم،انتشارات علمی ۱۳۸۱ ص 505
  2.  D E V A T M A S H A K T I سوامی ویشنو تیرثا ماهاراج، ترجمه، حسین مریدی

رده (++): 

تاتوا 

تاتوا (انگلیسی: tattva)، در هر دو آئین (سانکیها و بودا) از «تاتوا» به عنوان اصول جهان‌شناسی یاد شده‌است.

طبقه‌بندی چهارگانه مقولات بیست و پنجگانه:

  1. اصلی که به وجود می‌آورد ولی به وجود نیامده است.
  2. اصولی که هم به وجود آمده و هم به وجود می‌آورند.
  3. اصولی که به وجود آمده‌اند ولی به وجود نمی‌آورند.
  4. اصلی که نه به وجود آمده و نه به وجود می‌آورد.

این طبقه‌بندی چهارگانه مقولات بر اساس سلسله مراتب پیدایش آنان

وضع گردیده، شامل بیست و پنج اصل است، این اصول را «تاتوا»(Tattavs) گفته‌اند.

اصول سی و ششگانه

برای بیان آفرینش عالم، آئین «شیوائی» متوسل به بیست و پنج اصل جهان‌شناسی سامخیا «سانکیها» Samkhya شده‌است

و یازده اصل دیگر به آن افزوده‌است.

توالی سه مرحله ای تجلی صور

هر اسمی به صورتی اشارت دارد، و همه صور عینی (objective) هستند.

تجلی صور نیز از توالی سه مرحله ای برخوردار می‌باشد

که عبارتند از کالاها (نمودها)، تاتتواها (Tattwas) (اصول)، و بهوواناها (Bhuwanas) و حوزه‌ها (Spheres).

روی هم رفته پنج کالا، سی و شش تاتتوا و دویست و بیست حوزه وجود دارند.[۱][۲]

جستارهای وابسته

پیوند به بیرون

یزدانپناه عسکری

  1.  ادیان و مکتبهای فلسفی هند جلد دوم، تألیف داریوش شایگان
  2.  D E V A T M A S H A K T I سوامی ویشنو تیرثا ماهاراج، ترجمه، حسین مریدی

رده‌ها (++): 

دهارانا

دهارانا (دارانا) (انگلیسی: Dharana)، اولین مرحله از مراقبه است.

دهارانا

دانش عینی همیشه واحد مرکبی است که به شرح زیر قابل تحلیل است:

هر چیزی که دریافت یا اندیشه شود، همراه دانش سه گانهٔ اسم، معنا و صورت است

که همزمان با این دانش عینی، سه دانش آگاهی روانی، وجه دریافت

یعنی، بینایی، شنوایی و بساوایی و غیره، و دانش شیء هم وجود دارند.

معمولاً دانش همزمان به بیش از یک شیء حاضر در ذهن هم هست

اما وقتی روی یکی تمرکز می‌شود

دیگر دانش‌ها به تدریج از میان برمی‌خیزند تا روان آن شیء را دریافت کند که منحصراً و عمیقاً به آن می‌اندیشد.

چنین تمرکزی در ابتدا لحظهٔ است، اما در اثر ممارست ««مداوم»» می‌شود.

در مرحلهٔ آغازین که وقفه‌هایی استمرار چنین تمرکزی را به هم می‌زنند

تمرکز را دهارانا (Dharana) [تمرکز موقت] می‌گویند؛ وقتی مدت تمرکز بی وقفه و ممتد می‌شود

آن را دهایانا (Dhayana) [تمرکز مستمر] می‌نامند.

تجرد از محسوسات

یوگی وقتی به مرتبهٔ تجرد از محسوسات نائل آمد

آمادهٔ سه مرتبهٔ آخر یوگا یعنی تمرکز نیروی معنوی (Dharana) و تفکر و مراقبه (dhyana) و وصال مطلق یا فنا و استغراق (samadhi) است.

مجموعه

تمرکز نیروی معنوی (Dharana) و تفکر و مراقبه (dhyana)

و سر انجام وصال مطلق یا فنا و استغراق در ذات خویش (samadhi)

آنچنان به هم نزدیک و مرتبط اند و طوری درهم آمیخته‌اند

که همهٔ آنان را رویهم «مجموعه» (samyama) می‌گویند.[۱][۲][۳]

جستارهای وابسته

یزدانپناه عسکری

  1.  ادیان و مکتبهای فلسفی هند جلد دوم، تألیف داریوش شایگان
  2.  D E V A T M A S H A K T I سوامی ویشنو تیرثا ماهاراج، ترجمه، حسین مریدی
  3.  فرهنگ سنسکریت فارسی، محمدرضا جلالی نائینی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی

رده‌ها (++): 

شاکتیپات

شاکتیپات

شاکتیپات در اثر دیدار، تماس، مانترا (mantra [ذکر])، یا صرفاً با ارادهٔ مرشد منتقل می‌شود، این مورد اخیرش را از مسافت‌های دور هم اعمال می‌کنند.

آتش کندالینی

مرشد به وسیلهٔ تماس دست‌هایش، یا با نظری که می‌افکند، یا با سخنی که می‌گوید، و کلمه یا کلامی را که مانتراها نامیده می‌شوند

یا با یکی از اسماء مقدس پروردگار، یا فقط با فکر، انجام می‌دهد.

وقتی که نیروی الهی به این ترتیب منتقل شد، او (She) به طریقی که نیروی خفته کندالینی را در مرید بیدار کند به کار می‌افتد.

به هر حال، به بیانی ساده، آتش کندالینی را روشن می‌کند، و در سراسر سیستم عصبی شعله‌ور می‌نماید

که در نهایت به بازگشایی درگاه سوشومنا (Shushumna) می‌انجامد،

و به سوی مغز سر (cerebrum) (ساهاسرارSahasrar) بالا می‌رود

که از طریق مراکز ششگانهٔ معبر فقراتی در امتداد مراکز عصبی مغز استخوان (medula oblanga) عبور می‌نماید.

شاکتیپات دیکشا

شاکتیپات دیکشا را [ودها دیکشا (Vedha Diksha)] هم می‌نامند. که معنای تحت اللفظی ودها «نفوذ کردن از میان» می‌باشد، زیرا گورو استا د یا پیر، کندالینی را بیدار می‌کند، و او را وامی‌دارد تا از میان شش چاکرا نفوذ کند. با لمس، نظر و فکر شاکتی از جسمش به جسم دیگر از راه واسطه ای مایع نجومی پایدار دایمی سفر می‌کند، در حالی که در مورد سخن، کلمات گفته شده واسطه انتقال شاکتی هستند، و با این کلمات مانتراهای شاکتی سامپوتیتها (Shaktisamputitha) گفته می‌شود، یعنی مانتراهایی که با شاکتی اشباع شده‌اند.

قاعدتاً همهٔ اشخاص توان دریافت این شاکتی را ندارند حتی اگر گورو هم بخواهد، اما قدرت دریافتی شخص به تدریج توسعه پیدا می‌کند، بی آنکه به جنسیت، سن، طبقهٔ اجتماعی، اعتقاد، یا ملیت ارتباطی داشته باشد.

خدمات عاری از خودخواهی

با کردارهای پارسایانه، افکار خالص، عشق به خدا، و عبادات عاجزانهٔ گرم برای معبود یکتا

و خدماتی که عاری از خودخواهی باشد قدرت دریافتی شاکتیپات زیاد می‌شود.

زنان خانه‌دار هم می‌توانند از شاکتیپات، که هیچ مرزی نمی‌شناسد بهره‌مند شوند.[۱][۲]

یزدانپناه عسکری

جستارهای وابسته

  1.  D E V A T M A S H A K T I سوامی ویشنو تیرثا ماهاراج، ترجمه، حسین مریدی
  2.  فرهنگ سنسکریت فارسی، محمدرضا جلالی نائینی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی

رده‌ها (++): 

ساهاسرارا

ساهاسرارا (انگلیسی: Sahasrara)، نیلوفر هزار گلبرگی است که در جرم مخ (cerebrum) قرار دارد.

اگر کسی در ساهاسرارا (Sahasrara) تمرکز کند، بی شک به سامادی (Samadhi) یعنی سرمستی جذبه خواهد رسید.

اساس آگاهی

«ساهاسرارا» ورای مراکز دیگر جای گرفته و اساس آگاهی است.

گلبرگ‌های این نیلوفر ممتاز مطابق با تلفظ بیست گانهٔ پنجاه حرف الفبای سانسکریت است

و اگر بیست ضرب در پنجاه شود، رقم هزار به دست می‌آید.[۱]

نیروی مثلث اراده، علم و عمل

در میانهٔ ساهاسرار(Sahasrar)، که ستارهٔ هزار شعاعی است

 متساوی‌الاضلاع سه ضلعی گوروچاکرا با نیروی مثلث اراده، علم و عمل در اطرافش

و پارام- کاران- بهوتا شاکتی (Param-karan-bhootashakti) به عنوان گورو در مرکزش قرار دارد.[۲]

جستارهای وابسته

یزدانپناه عسکری

  1.  ادیان و مکتبهای فلسفی هند جلد دوم، تألیف داریوش شایگان – تهران: امیر کبیر 1386 ص 717
  2.  D E V A T M A S H A K T I سوامی ویشنو تیرثا ماهاراج، ترجمه، حسین مریدی

رده (++): 

ایندریا

ایندریا (انگلیسی: Indriya)، آتمان ناظر خودآگاهی (ahamkarah) و حواس (Indriya) و تماس حواس با موضوعات ادراک است.

طبقه‌بندی پنج حس ایندریا

طبقه‌بندی پنج حس ایندریا و چیزهای مرتبط با آنها «اَرتا» artha در مکتب نیایا «Nyaya»، همانند مکتب وی شیشکاست. بنا بر نیانا، قدرت‌های حسی عبارتند از: بینی (گرانا)، زبان (راسانا)، چشم (چاکوشا)، پوست (تواک)، و گوش (شروترا).[۱]

ایندیراجایا

ایندیراجایا (Indriya Jaya) یادگیری کنترل روان و حواس توسط یوگی.

با تمرکز عمیق سامیاما سامادهی (Samyama Samanid) روی جنانِندرییانی (Jnanendriyani حواس)، خصیصه‌های آنها، نفس، علت غایی سه گونا (ساتتوا، راجاها و تاماس‌ها) و نیروی در کنترل داشتن قید وابستگی و نیز نیروی رهاییش از این قید، یوگی به نیرویی می‌رسد که اینرییانی (Indriyani) را کنترل کند.[۲]

حس مشترک

«وی شیشکا سوترا» در تعریف حس مشترک می‌گوید: وجود یا عدم شناخت (bhava-abhava)، هنگام تماس روح با حواس و اشیاء (atmendriyartha-samnikarsa)، از جمله خصائص حس مشترک است.[۳]

یزدانپناه عسکری

  1.  آیین هندو و عرفان اسلامی (بر اساس مجمع البحرین داراشکوه) گرد آورنده داریوش شایگان، ترجمه جمشید ارجمند – تهران: نشر و پژوهش فرزان روز 1387
  2.  D E V A T M A S H A K T I سوامی ویشنو تیرثا ماهاراج، ترجمه، حسین مریدی
  3.  ادیان و مکتبهای فلسفی هند جلد دوم، تألیف داریوش شایگان – تهران: امیر کبیر 1386 ص 522

رده‌ها (++): 

خود شناسی (ودانتا)

خودشناسی (انگلیسی: Self-knowledge)

رهایی از اغفال مایا با درک حقیقت میسر است، و با هیچ کردار دیگری مقدور نیست.

این درک حقیقت همان معرفت به همانندی برهمن است با خود(Self)

همان طوری که در گفتارهای فلسفی ودانتا(Vedanta) به تأیید رسیده‌است.

چنین ادراکی از طریق لطف الهی، که نتیجه نگاه مستقیم استاد است، نصیب کسانی می‌شود که مستحق آنند.

مأخذ شناخت در ودانتا

  1. به صورت آتمان.
  2. به صورت جیوا.
  3. حس باطن.

سه صورت واقعیت ذهنی

به صورت آتمان که حقیقت مطلق است و روشنائی آن قائم به خود اوست.

به صورت جیوا و به عبارت دیگر ضمیر تجربی که مربوط است به خود آگاهی و سایر ادراکات.

این ضمیر تحت تأثیر تجارب عالم قرار می‌گیرد.

حس باطن که مرکز ادراک درونیِ مظاهر نادانی است. حس باطن به ادراکات صورت می‌بخشد

و مخزن سوائق و تأثرات پیشین است. حس باطن تموجات تأثرات دیرینه را به ضمیر تجربی اضافه می‌کند

به طوری که این تأثرات ظاهر می‌شوند و قابل شناخت و ادراک می‌گردند.

مراتب حس باطن

حس باطن با روشنایی خود، اشیای خارجی را منور می‌سازد و پردهٔ نادانی را منهدم می‌کند

و بدینسان دو قطب آگاهی که یکی اساس ضمیر تجربی Jiva و آگاهی ذهنی بشمار می‌آید

و دیگری که اساس و محمل اشیای خارجی بوده و آگاهی عینی محسوب می‌شود، شکل و متصل می‌گردند.[۱][۲]

یزدانپناه عسکری

  1.  ادیان و مکتبهای فلسفی هند جلد دوم، تألیف داریوش شایگان
  2.  D E V A T M A S H A K T I سوامی ویشنو تیرثا ماهاراج، ترجمه، حسین مریدی

رده‌ها (++):